در زندگي روزمره ي خود، قطعاً برايتان اتفاق افتاده كه به دوستي برخورد مي نماييد كه اظهار مي دارد، داراي استرس است و خود نيز حتماً حالت هايي را تجريه كرده ايد كه به اصطلاح به آن استرس مي گويند و چه بسا كه همانند همان دوست خود بيان نموده ايد كه استرس داريد و يا خود به آن وقوف پيدا نموده ايد، اما استرس چيست و آيا راه كاري براي غلبه بر آن وجود دارد و اگر راهكارهايي وجود دارد، جايگاه و نقش كانون وكلاء در كاهش استرس¬هاي شغلي در بين وكلاء و به خصوص وكلاء جوان، كدام است و آيا اساساً كانون وكلاء مي تواند دراين موضوع سهم و نقشي داشته باشد ياخير؟ و آيا راهكارهايي وجود دارد كه با اعمال آن از طريق كانون از ميزان دسترسي كاري وكلاء به خصوص همكاران جوان كاسته شود؟ استرس يا فشار رواني از جمله مفاهيمي است كه ارايه يك تعريف دقيق و جامع براي آن مشكل است

نویسنده حسین مرادی وکیل دادگستری، در ابتدا كلمه ي استرس (فشار) از علم فيزيك به عاريت گرفته شد، دليل به كارگيري اين اصطلاح در روانشناسي آن بود كه فكر مي¬كردند آدمي نيز مانند اشياء (مثل فلز) در مقابل نيروهاي خارجي، تا حد معين يا معتدلي مقاومت مي كند و در صورتي كه فشار رواني از آن حد تجاوز كند، خاصيت ارتجاعي (برگشت پذيري) خود را از دست خواهد داد، به هر حال بين روانشناسان در پاسخ به اين سوال اساسي كه « آيا فشار رواني نتيجه رويدادهاي تهديد كننده درمحيط زندگي، مي باشد يا پاسخ به اين رويدادها باعث مي گردد فشار رواني را تجربه كنيم» اختلاف نظر وجود دارد، مع الوصف در تعريف فشار رواني ( استرس ) گفته اند « فشار رواني يعني واكنش افراد به اوضاع و احوال يا رويدادهاي تهديد كننده (فشار زاها) كه طي آن لازم است توانمندي هاي خود را جهت مقابله با كنار آمدن با فشار زاها به كار گيرند.» (بهداشت رواني در محيط كار- دكتر محمود ساعتچي- ص 10) تحقيقات اخير نشان داده كه ، راهبردهايي وجود دارد كه به ما كمك مي كند موقعيت هايي را كه باعث استرس مي شوند را شناسايي نموده و راهكارهاي موثري را براي مقابله با آن فراهم نماييم كه به مجموع اين راهبردها و راهكارها مديريت استرس مي گويند. ( راهنمايي عملي – مديريت استرس ص 78) با مطالعه و بررسي تحقيقاتي كه در ساير سازمان ها و ادارات صورت گرفته به اين نتيجه مي رسيم كه با فراهم نمودن مقدماتي مختصر و حتي بدون هزينه ي بالا، كانون وكلاء مي تواند نقش بسزايي در بهداشت رواني همكاران و كاهش استرس شغلي وكلاء موثر واقع شود؟ در مورد استرس شغلي و بهداشت رواني و نحوه ي مديريت استرس، در بين وكلاي دادگستري هنوز كار تحقيقي صورت نگرفته، در حالي كه به گواهي غالب همكاران و وكلاء ، حرفه وكالت يكي از پر استرس ترين حرفه ها مي باشد و يك وكيل دادگستري به طور شبانه روز با اين گونه استرس هاي شغلي مواجه مي باشد، برخلاف ساير مشاغل وكيل دادگستري در طول شبانه روز و حتي اوقات فراغت و روزهاي تعطيل نيز با مسائل حرفه اي و شغلي مرتبط بوده و به همين جهت نيز ميزان استرس شغلي بر وكلاي دادگستري بيش از هر شغل ديگري است كه نتيجه اين فشارها، طبيعتاً فرسودگي زودرس شغلي خواهد بود. از طرف ديگر بيشتر تحقيقاتي كه در خصوص مديريت استرس و بهداشت رواني در محيط كار صورت گرفته، چه در تحقيقات داخلي و چه خارجي، ناظر به سازمان ها و شركت هايي است كه به طور معمول از يك يا چند مدير و تعدادي كارمند در رده هاي شغلي متفاوت تشكيل شده اند، بنابراين اينگونه تحقيقات هر چند كه در بردارنده نكات مفيد مثبتي هستند، لكن به لحاظ تفاوت هاي ماهوي كه بين شغل يك وكيل و نحوه ي عملكرد او با يك مثلاً كارمند و حتي مدير يك شركت يا موسسه وجود دارد، به طور كامل قابل بهره برداري نيستند، معهذا، تحقيقات مذكور شامل نكات و مطالب عامي نيز هستند كه درمورد حرفه وكالت نيز قابل اعمال و استفاده مي باشند. بدين ترتيب، به نظر مي رسد كه اولين اقدام براي مديريت استرس در مجموعه وكلاي دادگستري، اقدام به يك تحقيق علمي و همه جانبه با استفاده از نيروهاي متخصص و كارآمد و انجام مصاحبه با همكاران و تحقيق درخصوص نوع و تعداد استرس هاي خاص وكالت و پيدا نمودن راهكارهاي غلبه بر آن ها مي باشد. لكن تا زماني كه چنين تحقيقي به عمل نيامده و راهكارهاي مناسب ارائه نشده است، شايد يكي از اقدامات عملي استفاده از تجربيات همكاران قديمي درمديريت استرس و انتقال آن به همكاران جوان و به خصوص كار آموزان وكالت از طريق برگزاري كارگاه هاي آموزشي باشد. در اينجا ضمن تأكيد بر اين كه مطالبي كه ارائه مي شود برگرفته از تحقيقات در خصوص ساير مشاغل و تجارب شخصي مي باشد، به بعضي از راهكارهاي عملي كه مي تواند در كاهش استرس و فشار رواني، به خصوص در وكلاي جوان كمك كند مي پردازيم: 1- آموزش: بلاترديد يكي از اقداماتي كه جهت كاهش استرس در تمامي مشاغل از جمله حرفه وكالت مي توان انجام داد، توجه به امر آموزش وكلاء و به خصوص كارآموزان وكالت و وكلاي جوان مي باشد . اين آموزش بايد داراي دو بعد و سو باشد، يكي آموزش جهت كاهش استرس و آشنايي همكاران جوان با فشارهاي طبيعي ناشي از شغل وكالت و طرح مشكلات و ارايه طريق وحل آن ها و ديگري آموزش علمي و بالابردن سطح علمي و توانايي هاي حرفه اي همكاران جوان. ترديدي نيست كه هر چقدر كه يك وكيل از معلومات حقوقي و حرفه اي بيشتري برخوردار باشد به همان اندازه با اعتماد به نفس بيشتري به كار خود ادامه خواهد داد و هر چقدر كه اعتماد به نفس وكيل بيشتر باشد، از ميزان استرس شغلي وي كاسته خواهد شد. بنابراين يكي از راهكارهايي كه كانون وكلاء مي تواند در كاهش استرس همكاران پيش بگيرد ايجاد بسترهاي مناسب براي بالا رفتن سطح علمي همكاران و به خصوص وكلاي جوان مي باشد. بديهي است كه امر آموزش را نبايد منحصر به دوره كار آموزي وكالت نمود و بايد با اتخاذ راهكارهايي از جمله اجباري كردن حضور در جلسات و كارگاه هاي آموزشي، در طول دوره كاري به امر آموزش توجه نمود. يك راهكار مي تواند اين باشد كه تمديد پروانه وكالت مشروط به شركت در ساعات معيني از كارگاه ها و كلاس هاي آموزشي باشد. 2- ارائه مشاوره: بي گمان، هيچ وكيلي نيست كه بتواند ادعا كند كه به تمامي موضوعات و مباحث حقوقي تسلط دارد و نيازي به مشاوره و هم فكري با ديگران ندارد، ايجاد مركزي در كانون وكلاء متشكل از وكلاي با تجربه و داراي علم و انديشه حقوقي جهت ارائه مشاوره به وكلاي جوان مي تواند تأثير بسزايي دركاهش استرس هاي شغلي همكاران و به خصوص همكاران جوان داشته باشد. آن چه بر اثر تحقيقات متعدد به عمل آمده اين است كه يكي از منابع استرس، ترديد و دو دلي است، وقتي همكار جواني با يك موضوع و پرونده حقوقي مواجه مي شود، وقتي نداند كه چه راه حلي براي موضوع بايد اتخاد كند دچار اضطراب و تشويش خاطر مي شود. اما وقتي مطمئن باشد كه كانون وكلاء، مركزي به عنوان مركز مشاوره دارد و مي تواند از آن بهره گرفته و نظر صحيح را اتخاذ نمايد به آرامش خاطر مي رسد و از ميزان استرس او كاسته خواهد شد. 8888888 البته ارائه مشاوره نبايد منحصر به ارائه طريق باشد بلكه بايد مشاورين ضمن اين كه نظر مشورتي خود را ارائه مي دهند در عين حال به مراجعه كننده دليري بخشيده و قوت قلب داده و او را مطمئن سازند كه توانايي حل معضلات حقوقي را داشته و مي تواند درحرفه خود موفقيت هاي لازم را كسب كند. 3- حمايت اجتماعي : پژوهش هاي انجام شده در دهه هاي اخير، نشان¬گر اين است كه حمايت اجتماعي نقش بسيار زيادي در سلامتي جسماني و رواني فرد و در نتيجه كاهش استرس هاي شغلي ايفا مي كند. حمايت اجتماعي را مي توان از دو بعد كمي و كيفي در نظر گرفت. از جنبه ي كمي تعداد افرادي كه با فرد در رابطه هستند و در زندگي شخص جايگاهي دارند ويا تعداد افرادي كه در فاصله معيني مثلاً روز يا هفته با آن ها سر و كار داريد را در بر مي گيرد و از نظر كيفي، تصور و ادراكي است كه فرد از روابط حمايت آميز خود دارد و اين كه تا چه اندازه فكر مي كند كه اين روابط مي تواند در موقع نياز به او كمك نموده و در رفع نيازهاي او موثر واقع شود. حمايت اجتماعي از جنبه ي حمايت عاطفي واجد بيشترين ارزش مي باشد، در واقع اين حمايت عاطفي است كه به فرد اطمينان خاطر مي دهد كه در مواقع نياز افراد ياگروهي هستند كه به كمك او شتافته و تنهايش نخواهند گذاشت. دراين صورت است كه فرد احساس مي كند كه جزيي از يك گروه بزرگ است كه موجب مباهات اوست.حمايت اجتماعي كه خود از ابعاد مختلفي برخوردار مي باشد كه عمدتاً شامل بعد اطلاعاتي (كه شامل تامين اطلاعات يا ارائه مشورت هاي لازم به فرد مي باشد) و بعد تكريمي كه متضمن يا بازشناسي توانايي ها و مهارت ها به كمك ساير افراد گروه و اطمينان يافتن از ارزش هاي خود مي باشد و بعد عاطفي كه متضمن اين نكته است كه فرد اطمينان خاطر حاصل نمايد كه در زمان نياز و بروزمشكل ،كساني هستند كه از او حمايت نموده و مي توان روي آن ها حساب كرد. و بعد پرورشي كه متضمن ايجاد اين احساس است كه ديگران به خاطر خير و خوشي خود به ديگران متكي هستند. و بعد يكپارچه گي و هميت گروهي كه فرد احساس تعلق به گروه كه داراي منافع و علائق يكساني هستند مي نمايد وخود را جزئي از آن كل مي پندارد. بنا به آنچه گفته شد، يكي از راهكارهاي عملي كه كانون وكلاء مي تواند درجهت پيشگيري استرس در وكلاء اتخاذ نمايد، تقويت حمايت هاي اجتماعي از وكلاء درابعاد گوناگون و به خصوص ابعادي كه در فوق آمد مي باشد. هر اندازه كه حمايت كانون از وكلاي عضو خود بيشتر باشد از يك طرف اعضاء از استرس شغلي كمتري برخوردار خواهند بود و از طرف ديگر يكپارچگي و احساس تعلق اعضاء به كانون به عنوان خانه مشترك همه وكلاء بيشتر خواهد شد و بديهي است كه دراين صورت هر عضو به ميزاني كه حمايت مي شود خود را موظف مي داند كه از شأن و جنسيت كانون نيز دفاع و حمايت نمايد. بنابراين حمايت هاي اجتماعي تأثير مقابلي بر روابط اعضاء و كانون خواهد گذاشت و نهايتاً اين موجب تحكيم روابط و بالندگي و نشاط اعضاء و كانون خواهد گرديد. بدين ترتيب لازم است كه كانون هاي وكلاء در جهت حمايت اجتماعي اعضاي خود گام هاي بلندتري برداشته و با بررسي كاستي ها و نواقص موجود سعي درهر چه بيشتر نمودن و گسترش حمايت هاي اجتماعي نمايند. بديهي است در اين صورت وكيل و كانون وكلاء را خانه مشترك و خانه دوم خود خواهد دانست و به كانون وكلاء تنها به ديد يك مركز و اداره تمديد پروانه كه سالي يك بار به آن بايد رجوع كند نگاه نخواهد كرد. 4- مديريت مشاركتي منظور از مديريت مشاركتي ايجاد راهكارها وروش هايي در كانون است با اين هدف كه علاوه بر هيات مديره كانون، ساير وكلا و اعضاء نيز در تصميم¬¬گيري هاي مهم شركت كنند و با كسب نظر از آن ها تصميم مقتضي اتخاذ گردد. با دخالت دادن و مشاركت دادن ساير وكلاء در تصميمات مهم، اطلاعات بيشتري در درسترس آن ها قرار خواهد گرفت و اعضاء اين احساس را تجربه خواهند نمود كه نقش و نفوذ بيشتري دركانون دارند و اين احساس ناهمخواني و ناراحتي را از بين خواهد برد. وايجاد همبستگي و علاقه بيشتر به سرنوشت كانون درپي خواهد داشت. نكته ي قابل توجه درخصوص موثر بودن مديريت مشاركتي، اين است كه، بايد مسلم شود ( يعني اعضاي كانون برايشان محرز و مسلم باشد) كه هيات مديره ي كانون به فسلفه و نظريه مديريت مشاركتي معتقد و پاي¬بند مي باشد، به عبارت ديگر مديريت مشاركتي فقط يك شعار نبوده بلكه اعضاي هيات مديره اعتقاد راسخ به اين نوع مديريت داشته باشند، چرا كه اگر اعضاي كانون ببينند كه هيات مديره به نظر آن ها ترتيب اثر نمي دهد و پيشنهادهايشان را ناديده مي گيرد و نظر خود را اعمال مي كنند، بي گمان مايوس خواهند شد و اين موجب منزوي شدن نيروهاي فعال و جوان خواهد بود. نكته ديگري كه درخصوص مديريت مشاركتي لازم است رعايت شود اين است كه همان طور كه اشاره شد، هيات مديره بايد در امور مهم و تصميم گيري هايي كه حائز اهميت زياد مي باشد اقدام به اخذ نظر ساير همكاران نمايد و از ايجاد فرصت ها براي اعضاء به منظور اظهار نظر در خصوص مسئله هاي جزئي و كم اهميت بايد اجتناب نمايند چرا كه دخالت دادن اعضاء در اين گونه تصميم گيري ها به جاي اين كه ايجاد علاقه و همبستگي نمايد تأثير معكوس داشته و همكاران تصور خواهند نمود كه مورد تمسخر قرار گرفته و در نتيجه اعتمادشان به كانون و هيات مديره سلب خواهد شد. بديهي است كه اعضاي كانون وكلاء تنها زماني احساس مي كنند كه ارزش و اثري در كانون دارند كه براي اتخاذ و تصميم درباره موضوعات مهم فراخوانده شوند و نه هر موضوع جزئي. 5- هم گام سازي با ورود هر يك از پذيرفته شدگان آزمون ورودي كانون وكلاء در زمره ي كارآموزان وكالت به عنوان اعضاء آزمايشي كانون وكلاء ، اولين اقدام آن ها سازگار نمودن خود با محيط تازه مي باشد. دوره ي كارآموزي كه در واقع مي توان به آن مرحله ي جامعه پذيري گفت، مرحله ي حساسي است كه معمولاً با بروز استرس و اضطراب همراه مي باشد. به طور معمول ورود هر كارآموز به كانون وكلاء و سازگار شدن او با محيط كانون طي سه مرحله انجام مي شود: 1- مرحله ورود به كانون كه در اين مرحله كارآموز با عوامل متعددي روبرو مي شود كه مي تواند استرس زا باشد. 2- مرحله دوم آگاه شدن، در اين مرحله كارآموز از روابط كانون و همكاران و وظايف شغلي تازه و نيز تشريفات و روش هاي اداري آگاهي هايي به دست مي آورد و به طور اجمال با نقش شغلي خود آشنا مي شود. 3- مرحله سوم، مرحله جا افتادن است در اين مرحله كار آموز به حل دو نوع تضاد مي رسد، تضاد ميان خواسته هاي شغلي و خواسته هاي ديگران در محيط كار و تضاد ميان خواسته هاي زندگي شغلي و خواسته هاي زندگي غير شغلي و شخصي در طي دوره كار آموزي و واقعيتي كه در كانون ملاحظه مي كنند، فاصله زيادي وجود داشته باشد. اين موضوع مي تواند يكي از عوامل مهم در ايجاد استرس در كار آموزان باشد به عبارت ديگر هر چقدر كه بين توقعات ذهني كار آموزان و واقعيت هاي موجود تفاوت وجود داشته باشد به همان ميزان، كارآموزان دچار استرس بيشتري خواهند شد. براي كنترل استرس كارآموزاني كه تازه وارد كانون مي شوند و ميان توقعات آنان و واقعيت فاصله زيادي وجود دارد راهكارهاي پيشنهاد شده كه اهم آن ها عبارتند از: 1- واقعيت هايي كه كارآموزان درزندگي حرفه اي خود با آن روبرو مي شوند براي آن ها تشريح گردد. 2- به آن ها دريافتن راه حل¬هاي موثر در راستاي انطباق خود با شرايط جديد كمك شود. 3- به آن ها كمك شود كه توقعات خود را در يك چارچوب قابل قبول ترسيم كنند. 4- نظريه ها و شيوه هاي مربوطه به حل تضادها و انطباق خود با شرايط جديد آموزش داده شود. اولين برخوردي كه يك كارآموز با تشكيلات كانون دارد، در تصور ذهني اي كه از كانون درذهن او نقش مي بندد، نقش تعيين كننده اي خواهد گذاشت. بنابراين لازم است كه دربخش اداري كانون و به خصوص دبيرخانه اختيار و كارآموزي از وجود افرادي استفاده شود كه علاوه بر واجد بودن سجاياي اخلاقي از سعه صدر كافي برخوردار بوده و با كارآموزان رفتاري داشته باشند كه متناسب با انتظارات آن هاست. هر گونه برخورد نسنجيده و ناهنجار موجب مي شود كه ذهنيت كار آموزان به هم ريخته و در آينده آثار مخرب خود را نمايان سازد. غالب كارآموزان وقتي كه به عنوان كارآموز وكالت وارد كانون وكلاء مي شوند انتظار دارند كه از آن ها استقبالي متناسب با شأن آن ها به عمل آيد و با سعه صدر نيازها و سوالات آن ها پاسخ داده شود. بديهي است كه كار آموزان وكالت به لحاظ عدم سابقه آشنايي با تشكيلات و ساختار سازماني كانون داراي سوالات و پرسش هاي فراوان هستند كه لازم است به نحو شايسته با آن ها برخورد شود. بدين ترتيب با توجه به آن چه گفته شد، روشن است كه ارائه راهكارهاي عملي جهت هم گام سازي كارآموزان وكالت با هنجارها و ارزش هاي وكالتي مستلزم برنامه-ريزي دقيق و حساب¬شده¬اي مي باشد كه يكي از موارد مهم آن مي تواند تنظيم بروشورهاي آموزشي كه متضمن شرح وظايف كارآموزان و آشنايي مختصر با ساختار اداري كانون و ساير موضوعات مرتبط از جمله آشنايي با كميسيون اختبار و كارآموزي و نقش و جايگاه آن باشد. 6- بديهي است كه اين تحقيق به عنوان اولين تحقيق نمي تواند در برگيرنده ي تمامي مسائل و موضوعاتي كه در جهت مديريت استرس در بين وكلاء لازم به طرح است باشد ولي به عنوان نقطه آغاز مي تواند، نظر و ديد اعضاي هيأت مديره كانون¬ها را به نكاتي جلب نمايد كه شايد تا كنون نسبت به آن كمتر توجه مي شده است. به عبارت ديگر بر اساس يك نظر و ديد سنتي آن چه بيشتر مورد توجه و نظر اولياء كانون هاي وكلاء قرار گرفته است، مسائل علمي و نظري حرفه وكالت بوده و در همين راستا، دوره¬ي كارآموزي را معمولاً دوره¬اي تصور مي¬نمود¬اند كه كارآموز وكالت تلاش خود را در جهت كسب مهارت هاي شغلي حرفه اي معطوف بايد بنمايد و كمتر به جوانب عاطفي و مشكلاتي كه كارآموزان در بدو برخورد با كانون و متعاقب آن شروع به فعاليت حرفه اي با آن برخورد خواهند داشت، توجه گرديده است. شايد در گذشته به لحاظ تعداد اندك وكلاء توجه ننمودن به اين موضوعات و محول نمودن انجام اين گونه تكاليف بر عهده ي وكلاي سرپرست قابل توجيه بوده باشد، لكن با گسترش كمي وكلاء و افزايش روز افزون وكلاي جوان لزوم توجه بيشتر به مسائل عاطفي و رواني وكلاء كه قطعاً تأثير تعيين كننده اي در سلامت روحي و فكري وكلاء و در نتيجه جامعه وكلاء خواهد داشت روز به روز بيشتر شده و ضروري است كه اولياء ومديران كانون ها در خصوص اين موضوعات نيز به تفكر پرداخته و با استفاده از اهل فن و صاحبان تخصص راهكارهاي عملي و علمي جهت بالا بردن آگاهي هاي وكلاء اقدام و با آسيب شناسي و بررسي هاي علمي جامعه اي از وكلاي سالم و پرنشاط و واجد ارزش هاي والاي انساني را به جامعه تقديم نمايند. حسين مرادي- بهمن ماه 89 منابع: 1- دكتر محمود ساعت چي- بهداشت رواني در محيط كار- با تأكيد بر فشارهاي رواني و فرسودگي شغلي- نشر و ويرايش- چاپ دوم- پاييز 88 2- مايكل آنتوني و ... – كتاب كار مديريت استرس به شيوه شناختي رفتاري- ترجمه سيد جواد آل محمد و... انتشارات جهاد دانشگاهي واحد اصفهان – چاپ دوم 1388 3- مايكل آنفوني و... راهنمايي عملي مديريت استرس به شيوه شناختي – رفتاري ترجمه سيد جواد آل محمد و... انتشارات جهاد دانشگاهي واحد اصفهان چاپ دوم1388 4- هادي رمضانيان فهندري- مرضيه عالي- مديريت استرس در دستگاه قضايي- انتشارات مجد- چاپ اول 1389 نویسنده حسین مرادی وکیل پایه یک دادگستری

 

  مقالات