. یکی از اتهاماتی که همواره از سوی برخی افراد و صاحب منصبان به وکلا نسبت داده می شود تضییع حق و دفاع از غیر حق و یاری ظالم و دشمنی با مظلوم است! اخیرا شبیه همین ادعا را از یکی از منبرهای مشهور دیدم.طرح این قبیل ادعاها و بیان الفاظ و عبارات مذکور از دو حال خارج نیست: یا گوینده ساده لوح است و معنای حق و باطل را در دعوا نمی داند و می پندارد که یک طرف حق محض و طرف دیگر باطل محض است و منطقی است که در قبال این بی عدالتی موضع می گیرد! و یا آنکه همچون عده ای مغرض می داند که در هر دعوا برای هر یک از طرفین حقوقی متصور است و حتی قاتل امام معصوم نیز حقی دارد که امام در وصیت خود فرزندش را به رعایت این حقوق فراخوانده اما گوینده که از وکیل و وکلا کینه در دل دارد با طرح این سفسطه در پی نیل به مقاصد نامشروع خویش است. سخن این است که وقتی در خصوص یک موضوع دستگاه قضایی با همه امکانات و توان از تشخیص حق و باطل ناتوان است و صرفا با تمسک به اصول عملیه فصل خصومت می کند و خود را از رسیدن به واقع عاجز می بیند و یا وقتی پس از مدت ها صرف وقت و رسیدگی در یک موضوع بین چند قاضی اختلاف نظر وجود دارد، چگونه می توان از وکیل انتظار داشت که در نگاه اول حق را از باطل تشخیص داده و از قبول وکالت خودداری کند؟! جهت تکمیل به دو دادنامه استناد می شود.خلاصه پرونده این است که متهم بیان می دارد که به شاکی بابت رعایت حجاب تذکر داده که منجر به درگیری طرفین می شود و در نهایت بین قضات در خصوص بزهکاری و بی گناهی متهم اختلاف حاصل شده و... کلام آخر اینکه حجم تبلیغ علیه وکلا و حرفه وکالت نشان از دارد که این حرفه جایگاهی بس مهم و والا دارد وگرنه کسی برای کوبیدن حرفه ای که اهمیتی ندارد این همه وقت و امکانات صرف نمی کند! محمد جواد رهسپار.قاضی دادگستری.